بلوکچین در حال از دست دادن هدف اصلی خود است: مدیر عامل آزتک

چالشهای بلاکچین در حفظ اهداف اولیه خود
در آغاز، بلاکچین به عنوان یک جایگزین برای سیستم مالی موجود معرفی شد. اما امروز، توجه به پذیرش نهادی و سازمانی بیشتر شده است و این موضوع سازندگان مانند ویلیامسون را به تفکر وامیدارد که آیا این فناوری میتواند هنوز به ریشههای خود پایبند بماند.
زک ویلیامسون، که از رشته آکادمیک فیزیک ذرات به مهندسی نرمافزار روی آورده، در سال ۲۰۱۷ به دعوت یکی از آشنایان برادرش وارد حوزه بلاکچین شد و به تأسیس آزتک لبز، یک لایه دوم خصوصی بر روی اتریوم، پرداخت.
او به کوینتلگراف گفت: “خطر واقعی این است که بلاکچین تنها به یک لایه تسویه کمی کارآمدتر از ویزا یا مسترکارت تبدیل شود. اگر ما جنبه هماهنگی اجتماعی این فناوری را از دست بدهیم، آنگاه کل هدف آن تهی خواهد شد.”
تاریخچه شکستهای حکمرانی و تأثیر آن بر بلاکچین
ویلیامسون به جدایی در هدف بلاکچین اشاره کرد و دو رویکرد متضاد را معرفی کرد. یکی از این رویکردها بلاکچین را به عنوان یک سیستم مالی برای خلق و تجارت داراییهای دیجیتال میبیند، در حالی که رویکرد دیگر آن را به عنوان ابزاری برای اقدام جمعی تعریف میکند که به گروهها اجازه میدهد بدون واسطهها سازماندهی، رأیگیری و هماهنگی کنند.
این رویکرد دوم در سال ۲۰۱۶ با آزمایش DAO به آزمون گذاشته شد، زمانی که هزاران کاربر سرمایههای خود را جمعآوری کردند و سعی کردند یک خزانه مشترک را در زنجیره مدیریت کنند. این آزمایش بعد از یک حمله خرابکارانه که ۳.۶ میلیون اتر (ETH) را تخلیه کرد، به شکست انجامید و بحرانهای بعدی منجر به تقسیم شبکه اتریوم شد.
ویلیامسون گفت: “مدل حکمرانی DAO در واقع یا یک خودکامگی است — شما با توکنها رأی میدهید و میتوانید توکن خریداری کنید — یا یک الیگارشی است که در آن یک چندامضایی تمام قدرت را در دست دارد. هر دو اینها مدلهای حکمرانی نامناسبی هستند.”
توجه به رویکرد مالی بعد از شکستهای اولیه حکمرانی افزایش یافت. به همین دلیل هویت عمومی بلاکچین نیز به تبع آن تغییر کرد.
ضرورت تکنولوژی حریم خصوصی برای سازمانهای بلاکچینی
در دنیای واقعی، سازمانها با هر فرآیند داخلی خود به صورت عمومی عمل نمیکنند. اما بلاکچینهای عمومی امروز هر پرداخت، رأی و اقدام مشارکتی را به نمایش میگذارند. این موضوع مشابه آن است که سازمانهای خودگردان اولیه (DAO) بدون لایههای حریم خصوصی نتوانند به موفقیت دست یابند.
ویلیامسون تصریح کرد: “شما نمیتوانید به مشارکتکنندگان پرداخت کنید، رأیگیری کنید یا تصمیمات داخلی را مدیریت کنید اگر هر جزئیات به صورت عمومی در دسترس باشد.”
حریم خصوصی به معنای پنهان کردن تخلفات نیست، بلکه به معنای محدود کردن دسترسی به اطلاعات برای کسانی است که واقعاً به آن نیاز دارند، در حالی که همچنان تأیید میکند که اقدامات معتبر هستند. رمزنگاری صفر-دانش این امکان را فراهم میآورد که یک سیستم تأیید کند که رأی یا پرداخت طبق قواعد انجام شده است بدون اینکه نشان دهد چه کسی شرکت کرده یا چگونه.
حفظ خودمختاری کاربران در کنار پذیرش نهادی
اکنون بلاکچین در نقطهای قرار دارد که میتواند یا به طور کامل به سمت مالیات نهادی حرکت کند یا به هدف اولیه خود که اجازه میدهد کاربران بدون واسطهها هماهنگ شوند، برگردد.
ویلیامسون معتقد است که بلاکچین نیازی به انتخاب بین این دو مسیر ندارد. او میگوید که تکنولوژیهای حریم خصوصی میتوانند به سیستمهای بلاکچینی کمک کنند تا استانداردهای نهادی را رعایت کنند و در عین حال خودمختاری کاربران را حفظ کنند.
وی افزود: “اگر میخواهیم بلاکچین به آن دیدگاه اولیه پایبند بماند، باید درکی از هویت و تعلق به آن داشته باشیم. تکنولوژی حریم خصوصی نقش بسیار مهمی دارد.”
بدون حریم خصوصی، هر جمعیتی که در زنجیره فعالیت میکند، تصمیمات و استراتژیهای داخلی خود را به صورت عمومی فاش میکند و این موضوع مانع از هماهنگی معنادار میشود و بلاکچین را به چیزی بیشتر از زیرساخت تراکنش برای بانکها تبدیل میکند.
چشمانداز آینده بلاکچین و حریم خصوصی
آینده بلاکچین به توانایی آن در ایجاد تعادل بین نیازهای نهادی و اصول اولیه خود بستگی دارد. اگر این فناوری بتواند حریم خصوصی را به عنوان یک اصل بنیادین در نظر بگیرد، میتواند به سمت آیندهای روشنتر و کارآمدتر حرکت کند که در آن کاربران و نهادها میتوانند به طور همزمان از مزایای بلاکچین بهرهمند شوند.



